کمک به ساختمان و هزینه های جاری حسینیه اصفهانیها در کربلا تحت اشراف آیت الله شیخ علی صافی اصفهانی         شماره کارت بانک ملی : 4470-7329-9973-6037

داستان تولیت حسینیه ی اصفهانیها در کربلا از آغاز تا انجام

به گزارش واحد پژوهش دارالصادق


مرجع اعلای شیعه حضرت آیت الله العظمی سیستانی مدظله العالی در تاریخ 26 ربیع الثانی 1438 حکم تولیت حسینیه ی اصفهانی ها در کربلا را برای آیت الله حاج شیخ علی صافی اصفهانی و همراهانشان صادر کردند و این یک اتفاقی بزرگ و غیر مترقبه از جمیع جوانب امر محسوب می شد که موجب حیرت و تعجب بسیاری از شخصیت ها و بزرگان عراق و ایران شد.



حسینیه ای که سال هاست متولیانش از دنیا رفته اند و کسی را برای بعد از خود معین نکرده اند و اصناف مختلف و شخصیت های گوناگون بسیاری در طول این سال ها از ایران و عراق و سایر بلاد به معظم له فشار می آوردند و درخواست تولیت آنجا را می کردند اما موافقت نمی شد.
مثل این که روزگار باید می چرخید و می چرخید تا قرعه به نام کسی می افتاد که با کربلا عجین باشد و در سرما و گرما و در گرسنگی و تشنگی و در پیاده رفتن ها و در زیر خیمه ها با عشاق شوریده حال حسین بن علی(ع) دم ساز و همراز باشد و آسایش زائران اباعبدالله را بر آسایش خود ترجیح دهد و آنانکه با نقاب محبت به حسین بن علی(ع) می خواستند از این طریق به یک نوائی برسند، آب و تابی، رنگ و بوئی پیدا کنند غربال شوند و کنار گذاشته شوند.


این امتحان و آزمایش بزرگ الهی در موضوع حسینیه ی اصفهانیها در کربلا برگزار شد که طبیعتاً در این امتحان عده ای باید ناجح و عده ای ساقط شوند.
آیت الله حاج شیخ علی صافی اصفهانی در این امتحان سرافراز بیرون آمد، لذا خداوند مدال پر افتخار تولیت این حسینیه را یعنی نوکری حضرت سیدالشهداء(ع) را به گردن او انداخت که این خود عزت دارین را در بر خواهد داشت.
ما در اینجا داستان چگونگی تعیین تولیت این حسینیه با مقدماتش از آغاز تا انجام را بیان می کنیم تا خوانندگان بدانند که کار این حسینیه و توفیق خدمت به زائران اباعبدالله (ع) به تدبیر و نقشه ی افراد نیست بلکه خواست و عنایت خاص خود حضرت سیدالشهداء (ع) است و دیگر هیچ و هیچ.


حکم تولیت حسینیه ی اصفهانیها در کربلا برای آیت الله صافی اصفهانی

یکی از آثار و برکات موکب دارالصادق(ع) ایشان است

از آیت الله صافی پرسیدیم چه شد که شما به فکر حسینیه ی اصفهانیها افتادید؟
ایشان فرمودند: جریان تولیت حسینیه ی اصفهانی ها در کربلا از این قرار است که: 
یک شب یک عده از اقوام دور و نزدیک از راه رسیدند خسته و مانده وارد موکب شدند. یکی از آنها از تجار بود، وصف او را شنیده بودم اما در این موکب با چشم خود دیدم و به حالات او اجمالاً پی بردم.
مقابل موکب دارالصادق(ع) هتلی مجهز وجود داشت که آنجا اتاق گرفته بود. جای بسیار خوب و راحت، گرم و دلنشین و با تمام امکانات.
اما او به هتل نرفت، گفت می خواهم زیر خیمه ی امام حسین(ع) باشم و بود آنهم در هوای بسیار سرد کربلا و بدون بخاری.
او این موکب را با تمام امکاناتی که در آن بود و نیروهای با اخلاصی که در آنجا کار می کردند و به زوار حضرت سیدالشهداء (ع) خدمت رسانی می کردند را هم دید. 
حضور یک روحانی بیمار در این موکب برای ارشاد و هدایت و پاسخگویی به سؤالات شرعی و اعتقادی زوار آنهم در چنین شرایط سختی، برای او و همه یک امر غیر مترقبه و بی سابقه ای بود.
در این سفر، در قلب و روح این عزیز چه گذشت نمی دانم، اما آنجا جلوه ای از جلوات عشق پنهان او نمایان شد و آن این بود که:
شبی با جمعی دیگر در زیر خیمه ی امام حسین(ع) نشسته بودیم ناگهان بمن گفت اگر اینجا زمینی باشد من حاضرم برای ساخت آن کمک کنم.
و این کلام یک عاشق دلباخته و با اخلاص بود که از دل برخواست و به دل این درمانده ی پریشان احوال نشست و این چنین بود که جرقه ی این کار زده شد.
جلسه تمام شد، همه رفتند، آقای آشیخ مصطفی آمد جریان را به او گفتم و از او خواستم برود بگردد ببیند زمینی پیدا می کند که برای زوار بسازیم؟ او هم رفت و نهایت تلاش خود را کرد زمین های مختلف پیدا کرد اما خیلی باب طبع نبود از جمله زمینی بود که در کوچه پس کوچه های شارع قبله ی کربلا بود، صاحبش امریکا زندگی می کرد حاضر شد زمین را وقف زوار کند به شرط اینکه یک طبقه اش را در اختیار او بگذاریم.
آقای آشیخ مصطفی گزارش این زمین را به بنده داد، فردای آن روز آن عزیز دل سوخته ی ما که می خواست برگردد اصفهان برای خداحافظی نزد من آمد.
به او گفتم زمینی پیدا شده شما روی حرفتان هستید؟
فوراً و محکم گفت بله من کاملاً آماده ام.
خداحافظی کرد و رفت چند روز بعد هم بنده برگشتم اصفهان اما آقای آشیخ مصطفی برای انجام کارها و جمع کردن اساس و خیمه ها در کربلا ماند و در آن مدت دنبال پیدا کردن زمین هم بود.
در این بین یکی از دوستان آشیخ مصطفی آمار حسینیه ی اصفهانیها را به او داد و گفت این حسینیه دست آیت الله العظمی سیستانی است اگر به شما بدهند موقعیت خوبی دارد.
آقای آ شیخ مصطفی در بازگشت از کربلا این گزارش را به بنده داد.
گفتم مانعی ندارد ما از حضرت آیت الله العظمی سیستانی درخواست می کنیم ایشان اگر صلاح دانستند تحویل ما می دهند وگرنه می رویم سراغ جای دیگر. 
اما قبل از این که نامه ای به آیت الله العظمی سیستانی بنویسم برای اطمینان خاطر باردیگر با آن خیّر عزیز تماس گرفتم، او باز هم خیلی قوی و محکم آمادگی خودش را برای این پروژه اعلام کرد. 
آنگاه بنده نامه ای به حضرت آیت الله العظمی سیستانی نوشتم و عرض کردم اگر این حسینیه را تحویل ما بدهید ما آن را تجدید بناء و احیاء می کنیم.
متن اولین نامه ما به آیت الله العظمی سیستانی این چنین است:

sistani

این نامه را به آقای آشیخ مصطفی دادم و ایشان به اتفاق داماد بنده و آقای حاج محمدرضا گل احمد رفتند نجف و نامه را به خدمت حضرت آیت الله العظمی سیستانی تقدیم کردند.
ایشان همانجا با مفاد این نامه موافقت کردند و فرمودند برای محکم کاری بروید اصفهان، 2 یا 3 نفر علمای اصفهان صلاحیت شما را برای تولیت حسینیه تأیید کنند تا ما اینجا کار را تمام کنیم.
آنگاه آقایان، فوری با اولین پرواز برگشتند اصفهان، بنده همان روز نامه ای خطاب به علمای اصفهان تنظیم کردم و از صبح روز 22 ربیع الثانی 1438 تا ظهر تقریباً از 15 نفر از علمای اصفهان امضاء گرفته شد. 
متن نامه ی درخواست از علمای اصفهان همراه با امضاء آنها چنین است:

بسمه تعالی

محضر   مبارک   حضرات    آیات    و  حجج اسلام   علمای   اعلام  اصفهان  دامت برکاتهم

با ابلاغ سلام و تحیات وافره بعرض می رساند
حسینیه ی اصفهانی های کربلای معلی واقع در شارع قبله  مقابل مرقد علامه ابن فهد حلی مدت هاست به علت فوت متولیان متروک مانده و به مصرف موقوف علیهم نرسیده است طبعاً وضعیت موجود خلاف نظر واقفین بوده و موجب تضییع موقوفه می گردد.
لذا اینجانب و جمعی از خیرین اصفهان قصد بازسازی و احیاء آن را داشته و افراد ذیل که شناخت کامل از آنها داریم و مورد وثوق و اطمینان و بعضاً از معتمدین بازار اصفهان می-باشند را به عنوان متولیان این حسینیه پیشنهاد داده ایم که این امر مستلزم تأیید و امضاء حضرات علمای اعلام اصفهان می باشد.
متولیان پیشنهادی عبارتند از:


1- حجة الاسلام و المسلمین سیدمحمد فقیه امامی
2- حجة الاسلام شیخ مصطفی صافی اصفهانی 
3-حاج محمد اسحاقیان 
4- حاج محمدرضا گل احمد 
5-حاج علیرضا ابن النصیر 
6- و اینجانب حاج شیخ علی صافی اصفهانی


از محضر شریف آن سروران عزیز تقاضا می شود جهت تسریع در این امر مقدس و ضروری نامبردگان فوق را تأیید فرمایند.
آقایان مستحضر هستند که این تأیید و امضاء مبارک، باقیات الصالحاتی است که آثار و برکاتش تا قیامت شامل حال آن عزیزان خواهد شد.


ایام عزت مستدام   
22 ربیع الثانی 1438

olama esfahan2

olama esfahan

آنگاه بدون تأخیر همان شب عازم قم شدیم که از آیت الله شیخ مسلم داوری و آیت الله سید محمد رجایی هم امضاء بگیریم.
و چون در این میان یک استفتائی از آیت الله سید صادق شیرازی به دست ما رسیده بود که ایشان قبلاً صلاحیت 6 نفر از اولاد و احفاء متولیان قبلی را تأیید کرده بودند، گفتم بد نیست یک سری هم به ایشان بزنیم، هم قضیه ی تولیت خودمان را برای ایشان بگوئیم و هم قضیه ی آن 6 نفر اولاد و احفاد که چه بوده است.


متن استفتاء مذکور به قرار زیر است:

sadegh shirazi

متذکر می شویم که مدعیان فتنه گر عیناً مانند مطالب فوق را از آیت الله العظمی سیستانی استفتاء کردند که چون معظم له صلاحیت آنان را قبول نداشتند با آن موافقت نفرمودند. 
متن استفتاء آنها از حضرت آیت الله العظمی سیستانی چنین است:

sistani2

در هر حال ساعت 10:30 شب بود که خدمت آیت الله شیرازی رسیدیم، به ایشان عرض کردم ما چنین کاری می خواهیم بکنیم فهمیدیم شما به دیگران نظر داشته اید، آمده ایم کسب تکلیف کنیم ببینیم آیا حضرتعالی تعیین تولیت کرده اید و آنها را بعنوان متولی حسینیه نصب کرده اید؟ اگر چنین است فعلاً تکلیف ما چیست؟
ایشان استفتاء را دیدند و فرمودند: من متولی معین نکرده ام خوب، خیلی واضح است که عبارت دلالت بر تعیین متولی ندارد بلکه دلالت دارد بر موافقت ایشان با تولیت افراد مذکور و این دو زمین تا آسمان با هم فرق دارند آنگاه فرمودند آسید حسین بیشتر در جریان هستند و رفتند آقازاده ی خودشان را آوردند.
آقای آسید حسین آمدند استفتاء را دیدند ایشان هم گفتند این عبارت به معنای نصب تولیت نیست و ایشان کسی را به عنوان متولی منصوب نکرده اند.
از آقای آسید حسین خواستم اگر چنین است ما نامه ای آماده کرده ایم و شما در جواب نامه ی ما، همین مطلب را صراحتاً بیان کنید.
گفتند این کار به صلاح ما نیست اما شما از هر جهت در این کار مقدم هستید، بروید مشغول کار بشوید وقتی عملاً مردم دیدند در این حسینیه دارد کار می شود ما قول می دهیم که آن امضاء را اصلاح کنیم و شما را تأیید کنیم.


بنده چون می دانستم کار تولیت ما تمام شده است و چندان نیازی هم به امضاء آیت الله شیرازی نداریم البته اگر بود برای بستن دهان فتنه گران بهتر بود اما این چیزی نیست که بخواهیم خودمان را معطل آن کنیم، خداحافظی کردیم و رفتیم.
فردا صبح خدمت آیت الله داوری رسیدیم و ایشان با کمال میل فوراً امضاء کردند.
بعد خدمت آیت الله سید محمد رجایی رسیدیم ایشان خیلی گرم و صمیمانه به بنده اظهار محبت کردند و چون ما فرصت نداشتیم و باید به سرعت خودمان را به فرودگاه می رساندیم وارد منزل ایشان نشدیم کنار درب منزل قضیه را به ایشان عرض کردم ایشان فرمودند:
شما بزرگوارید، اما بنای من نیست که در اینگونه کارها دخالت کنم خیلی جاها بود که به من پیشنهاد شده بود ولی قبول نکردم و هیچ کجا امضایی نکرده ام.


عرض کردم این مورد را چون آقای سیستانی روی آن نظر دارند استثناء قائل شوید و امضاء کنید، فرمودند: اگر امضاء کنم فتح باب می شود و دیگران هم ممکن است سراغ من بیایند، گفتم کسی نمی فهمد ما فقط این نامه را به آقای سیستانی می دهیم، فرمودند: نه، من اصلاً هیچ کجا در این امور اجتماعی دخالت نداشته ام و بنا هم ندارم دخالت داشته باشم.
عرض کردم مانعی ندارد هر جور صلاح می دانید و خداحافظی کردیم و رفتیم خودمان را به فرودگاه رساندیم و رفتیم نجف.
پس از زیارت خدمت آیت الله العظمی سیستانی رسیدیم تقاضای خودمان را کتباً همراه با اصل امضای علمای اصفهان بایشان تقدیم کردیم، آقازاده ی بزرگوار ایشان حضرت آیت الله سید محمدرضا سیستانی عنایت کردند فرمودند فردا صبح آقای آشیخ مصطفی بیایند جوابش را بگیرند.
متن نامه ی دوم حقیر به آیت الله العظمی سیستانی همراه با حکم ایشان برای تولیت ما چنین است:

sistani3

ترجمه ی متن فوق:


بسم الله الرحمن الرحیم


محضر مبارک مرجع عالیقدر آیت الله العظمی سید علی سیستانی دام ظله

با سلام و آرزوی سلامتی و طول عمر مقرون به صحت و عافیت کامل برای حضرتعالی به استحضار می رسانم که حسینیه ی اصفهانیها واقع در کربلاء مقدسه، شارع قبله، مقابل مرقد علامه ابن فهد حلی(ره) در گذشته 6 نفر متولی داشت که همگی آنها فوت شده و هیچکس را بجای خود معین ننموده اند. از این جهت و نیز به منظور اعاده ی بناء این حسینیه و احیاء آن از محضر حضرتعالی تقاضا دارم اشخاص زیر را به عنوان متولیان این حسینیه تعیین فرمائید.
متذکر می شوم که اشخاص نامبرده مورد تأیید بزرگان علماء اصفهان می باشند که ضمیمه این نامه تقدیم می گردد.


1- حجت الاسلام و المسلمین سید محمد امامی
2- حجت الاسلام شیخ مصطفی صافی اصفهانی 
3-حاج محمد اسحاقیان
4- حاج محمدرضا گل احمد
5-حاج علیرضا ابن النصیر
6- و اینجانب حاج شیخ علی صافی اصفهانی 23/ ربیع الثانی / 1438 هـ


علی صافی اصفهانی

بسمه تعالی


اعلام و اماجد مذکور در این نامه دامت تأییداتهم را متولیان حسینیه ی نامبرده قرار دادیم، لازم است که آقایان التزام تام به بندهای وقف نامه داشته باشند با رعایت احتیاط به هر صورت ممکن.


علی حسینی سیستانی
26 ربیع الآخر 1438 هـ

فردای آن روز یعنی تاریخ 26 ربیع الثانی 1438 آقای آشیخ مصطفی را فرستادم خدمت مرجع اعلای شیعه حضرت آیت الله العظمی سیستانی، آقا زاده ی بزرگوار ایشان حضرت آیت الله سید محمدرضا سیستانی نامه فوق الذکر را با مهر و امضاء مبارک آیت الله العظمی سیستانی تحویل آقای آشیخ مصطفی داد که به بنده برساند.
بنده وقتی مهر و امضاء آیت الله العظمی سیستانی را در زیرنامه ی درخواستی خود دیدم تعجب کردم، باورم نمی شد معظم له چنین حکم مهمی را به این سرعت صادر کنند.
در هر حال این حکم شرعی را گرفتیم و یک نفر را مأمور کردیم که دنبال حکم قانونی آن برود.
صبح روز بعد نیز برای تشکر و قدردانی از آیت الله العظمی سیستانی خدمت ایشان رسیدم که ایشان راهنمایی هایی در این مورد به ما فرمودند......
بعد از این جریان، از آیات عظام صافی گلپایگانی، نوری همدانی، علوی گرگانی، دوزدوزانی در قم و در سفر بعد به نجف اشرف از آیت الله العظمی سبزواری امضاء گرفتیم.
این ماحصل جریان تولیت ما بر حسینیه ی اصفهانیها در کربلا بود که متأسفانه بعد با مخالفت و فتنه گری های بعضی افرادی که منافع آنها به خطر افتاده بود مواجه شدیم که الحمدلله هیچ اهمیتی برای ما نداشت زیرا هیچ سند شرعی و قانونی در دست آنها نبود و از هر چیز مهمتر اینکه پشت ما به کوه هیمالیا بند بود، یعنی در مرتبه ی اول به عنایت ویژه حضرت سیدالشهداء(ع) و در مرتبه ی بعد به مهر و امضاء مبارک مرجع اعلای شیعه حضرت آیت الله العظمی سیستانی مدظله العالی و یقین داشتیم که هیچگونه خللی در این حکم وارد نخواهد شد.

آغاز فتنه


اما این یک امر طبیعی است که هر کس می خواهد برای دین و اهل بیت (ع) کاری بزرگ انجام دهد مورد اعتراض و نقد و انتقاد حسودان، بدخواهان، بداندیشان و مخصوصاً کسانی که منافع آنها در آن کار به خطر افتاده قرار می گیرد.
متولیان جدید این حسینیه هم از این قانون مستثنی نبودند و به شدت مورد هجمه ی کسانی قرار گرفتند که این حسینیه را محل اهداف نامشروع خود قرار داده بودند و در از دست دادن این حسینیه منافع مادی خود را در خطر می دیدند و از آن بدتر مورد اعتراض و حمله ی بعضی مقدس نماهای حسود و تفوق طلب قرار گرفتند البته نوک تیز این هجمه ها فقط به شخص آیت الله حاج شیخ علی صافی بود که این حسودان، ایشان را رقیب خود می پنداشتند.


فتنه از آنجا آغاز شد که اسناد و اوراق ما که به امانت در بیت آیت الله شیرازی مانده بود در اختیار این افراد سودجو و فتنه گر که حضرت آیت الله العظمی سیستانی تولیت این مکان مقدس را به آنها نداده بود، قرار گرفت تا با مشت دیگر از اوراق و اسنادی که در دست داشتند و هیچ ارتباطی هم با مسئله تولیت حسینیه نداشت که مهم ترین آن اسناد، همین استفتاء از آیت الله شیرازی بود که پیراهن عثمانش کرده بودند و در کربلا و نجف و در اصفهان و قم همه جا سر دست می گرفتند و آشوب راه می انداختند و به فتنه گری مشغول می شدند و متأسفانه عده ای هم به علت عدم علم و آگاهی به استفتاء آیت الله شیرازی و درک نکردن معنای عبارت آن و نیز بی خبر بودن از حکم حضرت آیت الله العظمی سیستانی و کثرت اوراق و اسناد غیر مربوط و بی محتوای آنها گول می خوردند.


این جماعت وابسته و مزدور و بی تقوا چه فحش ها و تهمت ها و دروغ ها، چه تطمیع ها و تهدیدها که نسبت به آیت الله صافی روا نداشتند و ایشان سکوت کردند و هنوز هم در سکوت بسر می برند.
ابتدا آمدند سراغ علمائی که متولیان پیشنهاد شده را تأیید صلاحیت کرده بودند، با حضور در مساجد آنها یا سر درس آنها و یا در منازل آن بزرگواران و با داد و فریاد و فحش و تهمت به آیت الله صافی و توهین های رکیک به آیت الله العظمی سیستانی با زور و ضرب می خواستند علماء (که بسیاری از آنها مریض و بعضی از آنها در بستر بیماری افتاده بودند) امضاء خود را پس بگیرند اما این کید آنها نیز به خودشان برگشت و نافرجام ماند. مثلاً آیت الله صافی فرمودند: آیت الله جعفریان به بنده فرمودند: این جماعت شاید 10 بار نزد من آمدند و از من خواستند که امضاء خودم را پس بگیرم، فرمودند آخرین بار به آنها گفتم اگر صد بار دیگر بیایید من حرفم را پس نمی گیرم، این توهین است به حکم آقای سیستانی و فرمودند این را که گفتم دیگر سراغ من نیامدند.


در عین حال این جماعت دنیا طلب و فتنه گر به دروغ شایع کردند که علماء، امضاء خود را پس گرفته اند.
و این در حالی بود که تا آن روز حکم آیت الله العظمی سیستانی به کسی نشان داده نشده بود.
اما با این اوضاعی که پیش آوردند آیت الله صافی مجبور شدند حکم آیت الله العظمی سیستانی را برای همه ی علمای اصفهان فرستادند تا آقایان گول اوراق زیاد و نامربوط آنها را نخورند.
هم چنین فتنه گران می خواستند نزد آیات عظام صافی گلپایگانی، مکارم بروند که این بزرگواران بر اساس اعتماد و اطمینانی که به آیت الله صافی داشتند به آنها راه ندادند و موفق به اجرای این نقشه نشدند.
دیگر مراجع هم به آنها هیچ اعتنایی نکردند.


آنگاه آمدند اصفهان و دست به دامن یکی از روحانیونی شدند که از جهت اعتقادی به شدت با آیت الله حاج شیخ علی صافی مخالف بود، آن روحانی هم با آن سودجویان منافع به خطر افتاده، هماهنگ شد و سراغ علمای اصفهان و قم و نجف رفت و به نفع فتنه گران رایزنی کرد اما کسی به او اعتنایی نکرد و بار دیگر این کید آنها نیز نافرجام ماند.
بعد سراغ متولیان دیگر رفتند تا آنها را گول بزنند و استعفا کنند اما نشد.
و در نهایت این جماعت وابسته سراغ آیت الله حاج شیخ علی صافی در مدرسه ی صدربازار اصفهان رفتند و انبوه اسناد و مدارک را به ایشان ارائه دادند.
آیت الله صافی بدون توجه به این اوراق نامربوط، به آنها فرمودند من با این اوراق کاری ندارم شما فقط تولیت شرعی خود را به بنده نشان بدهید بنده فوراً کنار می روم.


هر چه گشتند تولیت شرعی در اوراق خود پیدا نکردند. اینجا بود که سر فتنه گران به سنگ خورد و دیدند نمی توانند بحث کنند و با این اوراق نامربوط مانور بدهند لذا به شدت عصبانی شدند، گفتند ما با مرجعیت هیچ کاری نداریم از راه قانون وارد می شویم. (فایل صوتی آن موجود است)
و بالاخره وقتی با نقشه های نقش بر آب شده خود در اصفهان و قم و نجف مواجه شدند رفتند کربلا و شکایت کردند که بعد از حدوداً 5 ماه بررسی روی این پرونده قاضی حکم داد که متولیان شرعی و قانونی حسینیه ی اصفهانیها همان هایی هستند که آیت الله صافی به آیت الله العظمی سیستانی پیشنهاد دادند و معظم له حکم تولیت را برای آنها صادر فرموده اند.


الغرض باید گفت تولیت حسینیه ی اصفهانی ها و تصمیم به احیاء و تجدید بناء آن در 13 طبقه مدرن (کمتر یا بیشتر) با تمام تجهیزات روز، از دل پر برکت موکب دارالصادق اصفهان متولد شد که اکنون قرار است به عنوان مقدمه ی کار در ایام عرفه و محرم، زوار به آنجا اعزام شوند و اربعین آینده موکب دارالصادق در همین حسینیه بر پا خواهد شد تا اینکه نقشه ی ساخت و مجوز آن صادر شود و به تخریب و ساخت آن مشغول شوند.
أَللّهُمَّ لا تَکِلنا الی أَنفُسَنا طَرفَةَ عَینٍ أَبَداً

1396/5/24     
مجموعه ی دارالصادق اصفهان
واحد پژوهش